باز زمستونه و دل نگرونه
طاقت دوريتو نداره
ابرهاي سياه بين خونه ها ديوار سفيد مي زارن
از دل تنگم و گل قشنگم انگاري خبر ندارن
برف ها رو آب کن بيا
سرما رو خواب کن بيا
ديوار انتظارو بزن و خراب کن بيا
خودت خبر نداري
ماه شباي تاري
تو صد تافصل سرما
گل هميشه بهاري
خورشيد عشق ما تو آسمون مي تابه
ديو سپيد عاقبتش چشمه ي آبه
فصل قشنگ قصه مون تو سبزه زاره
اونجا که هر عاشقي مهمون بهاره
بيا همدم اين قلب ديوونه من باش
بيا قشنگترين گل تو گلخونه ي من باش
بيا که قصر عشقو تو آسمان بسازيم
بيا که با بهارون دلامونو ببازيم
